أبو علي سينا

ديباچه 27

النجاة من الغرق في بحر الضلالات

متافيزيك نوين يا هستى از ان روى هستى است كاوش مىگردد وهم از گوهرهاى ديدنى جستجو مىشود . زتا با بازگشتهايى كه با اتا وتتا بأهم دارند از آن دو جدايىپذير نمىباشد . از سوى ديگر هم آن از اپسيلون جدايى دارد چه تنها در فصلهاى دوم تا چهارم است كه با هم پيوندى دارند ، از سويى هم از يوتا جدا مىشود چه آن پس از اينكه زتا واتا وتتا نگارش شده ودر شمار دفترهاى متافيزيك درآمده است بر آن افزوده شده است . ولى اين پيوند زتا واتا وتتا وجدايى آنها نسبى است چه آنها اگر چه به بتا بازگشتى ندارند وجستار آپوريهاى گاما واپسيلون را دنبال نمىكنند ولى به گشودن راز دشواريهايى كه در بتا شالوده‌ريزى شده است مىپردازند . از سوى ديگر پيوند ز تا با اپسيلون براي ما خود روشن است ، زيرا در اپسيلون موضوع متافيزيك كه هستى گوناگون است از روى هستىهاى عرضى وراستين روشن مىگردد . أرسطو از خود مىپرسد كه هستى چيست سپس پاسخ مىدهد كه گوهر است چه أو چيزها را بما مىشناساند وآن هم جز چيستى وچونى وجز گوهر صوري كه مقوله‌هاى ديگر با آن وابسته‌اند نيست ، واين گوهر پس از يك رشته تجريد وزدودن‌ها موضوع ارزندهء فلسفه مىشود . در زتا در دنبال يوتا به هستىشناسى نگاه وآن شناسانده مىشود پس چنين مىتوان گفت : 1 - در زتا واتا وتتا كوشش مىشود كه آنها در شمار دفترهاى متافيزيك درآيند ودفترى جداگانه نباشند وآنها به طبع دنبالهء اپسيلون هستند چون در آنها به گوهر وچونى وچيستى مىنگرند ، پس بايد پيش درآمد وديباچه‌اى براي لاندا بشمار آيند وگذشته از اين با دفترهاى آينده هم يگانگى دارند ، زيرا در زتا واتا به مو ودر اپسيلون به تتا بازگشت شده است . پس رشته پيوسته‌اى از آلفا ، بتا ، گاما ، اپسيلون ، زتا ، اتا ، تتا ، مو ، نو خواهيم داشت . پس نبايستى تنها زتا ، اتا ، تتا را ستون ساختمان متافيزيك بدانيم . 2 - نبايد هم بگويم كه چون آن سه از گوهرهاى ديدنى سخن مىدارند بهترست از فيزيك باشند تا متافيزيك ، چه پيداست كه عنصر صوري كه از طبيعت ديدنى به انديشه راه مىيابد بنيادى براي هستى ناب يا از آن روى كه هستى است يا هويت به كنه به شمار است ، چه اين هستى كلى است وگوهرهاى ديدنى وبرتر از آن را فرا مىگيرد . اتا وتتا دنبالهء زتا هستند واز اتا به تتا كه از هستى سخن مىدارد